فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

492

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

خواست كه غرامت آنچه را كه از كشتيهاى پرتغالى به يغما برده‌اند بپردازند . اما هلنديها ، چون سه چهار نفر از افرادشان در گوآ زندانى بود ، به فرستادگان جواب دادند كه به بغاز گوآ خواهند رفت و در آنجا دربارهء غرامتى كه بايد در برابر آزادى زندانيان بپردازند مذاكره خواهند كرد . چون نايب السلطنه خبر يافت كه دشمنان به سورات رفته‌اند ، از بيم آنكه مبادا با حركت از راه مستقيم بار ديگر با آنها مواجه شود همراه كسانى كه برايش باقى مانده بود با دو كشتى جنگى كوچك كه در موزامبيك يافت خود را به كوشن « 360 » رسانيد ، مع‌ذلك آمدن وى از كوشن به گوآ باز هم بر اثر مسامحه‌كارى حكام اين شهر نزديك سه ماه به طول انجاميد و سرانجام چند روزى به عيد نوئل مانده وارد گوآ شد . هلنديها و انگليسها پس از گردشى در سورات و گرفتن آب و آذوقهء كافى با دو كشتى جنگى بزرگ و يك كشتى جنگى كوچك به گوآ آمدند و در برابر بغاز لنگر انداختند و اين هنگامى بود كه چند كشتى پاروئى براى استقبال نايب السلطنه از گوآ به كوشن حركت كرده بود . ناگفته نماند كه سلاح مستقبلين نايب السلطنه ، اعم از نوكربابان و كشيشان يسوعى ، جز آداب‌دانى ظاهرى و چاپلوسى نبود ، و با قطعيت مىتوان ادعا كرد كه با خالى بودن شهر از حكام و نبودن ناوگانى منظم دشمن مىتوانست با پياده كردن هزار سرباز دست به چپاول بزند . در حقيقت تنها كارى كه حكام گوآ در برابر كشتيهاى مجهز دشمن كرده بودند قرار دادن چند كشتى بادبانى و زورق غير مسلح در ساحل دريا و رودخانهء پانگن بود . با همهء اين احوال ، دشمنان كه از چند روز پيش در بغاز لنگر انداخته بودند دست به كارى نزدند و كسى از نقشهء آنها آگاه نشد . همگان حدس مىزدند كه قصد آنان بازپس گرفتن زندانيان خويش و جلوگيرى از حركت كشتيها بسوى پرتغال است . نايب السلطنه پنج شش روز پيش از عيد نوئل با چهارده پانزده كشتى بادبانى و زورق كه هيچگونه آمادگى جنگى نداشتند ، يعنى

--> ( 360 ) Cochin